پاییز و شعرهای نو

شعر نو درباره پاییز

پاییز کوچک من

دنیای سازش همه رنگ‌هاست

با یکدیگر

تا من نگاه شیفته‌ام را

در خوش‌ترین زمینه به گردش برم

و از درخت‌های باغ بپرسم

خواب کدام رنگ

یا بی‌رنگی را می‌بینند

در طیف عارفانه پاییز؟

حسین منزوی

~~~~~✦✦✦~~~~~


پاییز را

به هیچ می‌انگارد

دستی که دست‌های تو را دارد

سیدعلی میرافضلی

~~~~~✦✦✦~~~~~


منطقِ پاییز

مثل بی‌منطقیِ زنی ست

که وقتی دارد از زندگی مردی می‌رود

موهایش را رنگ می‌کند

کامران رسول زاده

~~~~~✦✦✦~~~~~


گوش کن

صدای نفس‌های پاییز می‌آید

نگرانی‌هایت را از برگ‌های درختان آویزان کن

چند روز دیگر می‌ریزند

~~~~~✦✦✦~~~~~


پاییز، برگ‌های ریخته را نمی‌شمرند

قصه

قصه ویرانی ست

و کسی نشمارد، این برگ های ریخته را

قدسی قاضی نور

~~~~~✦✦✦~~~~~

نه بهار با هیچ اردیبهشتی

نه تابستان با هیچ شهریوری

و نه زمستان با هیچ اسفندی

اندازه پاییز به مذاق خیابان‌ها خوش نمی‌آید

پاییز مهری دارد که به دل هر خیابانی می‌نشیند

~~~~~✦✦✦~~~~~


کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز خاموش و ملال‌انگیز بودم

برگ‌های آرزوهایم یکایک زرد می‌شد

آفتاب دیدگانم سرد می‌شد

آسمان سینه‌ام پر درد می‌شد

ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می‌زد

اشک‌هایم همچو باران دامنم را رنگ می‌زد

وه … چه زیبا بود اگر پاییز بودم

فروغ فرخزاد

پست های مرتبط

پاییز هزار رنگ
داستان کوتاه پاییز
پادشاه فصل ها، پاییز
گالری عکس پاییز هزار رنگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *